تبلیغات
زیباترین داستان های کوتاه - زنهای وحشی آمازون
زیباترین داستانک های آموزنده و سرگرم کننده

زنهای وحشی آمازون

دوشنبه 30 شهریور 1388 09:40 ق.ظ

نویسنده : حمید
مردی تعریف می کرد که با دو دوستش به جنگل های آمازون رفته بود و در آنجا گرفتار قبیله زنان وحشی شدند و آنها دو دوستش را کشتند.
وقتی از او پرسیدند چرا تو زنده ماندی، گفت: زن های وحشی آمازون از هر یک از ما خواستند چیزی را از آنها بخواهیم که نتوانند انجام بدهند. خواسته های دو دوستم را انجام دادند و آنها را کشتند. وقتی نوبت به من رسید به آنها گفتم: لطفا زشت ترین شما مرا بکشد!



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -