تبلیغات
زیباترین داستان های کوتاه - سرگردان
زیباترین داستانک های آموزنده و سرگرم کننده

سرگردان

چهارشنبه 1 مهر 1388 10:49 ق.ظ

نویسنده : حمید
ارسال شده در: شعر کوتاه ،
من به بی سامانی،
باد را می مانم.
من به سرگردانی،
ابر را می مانم.
من به آراستگی خندیدم
من ژولیده به آراستگی خندیدم.
سنگ طفلی ، اما،
خواب نوشین کبوترها را در لانه می آشفت.
قصه بی سر و سامانی من،
باد با برگ درختان می گفت.
باد با من می گفت:"چه تهیدستی، مرد!"
ابر باور می کرد.

" مرحوم حمید مصدق "


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 1 مهر 1388 10:53 ق.ظ