تبلیغات
زیباترین داستان های کوتاه - سینه پهلو!!
زیباترین داستانک های آموزنده و سرگرم کننده

سینه پهلو!!

پنجشنبه 2 مهر 1388 11:59 ق.ظ

نویسنده : حمید
ارسال شده در: داستان کوتاه ،
مردی زیر باران از دهكده كوچكی می گذشت . خانه ای دید كه داشت می سوخت و مردی را دید كه وسط شعله ها در اتاق نشیمن نشسته بود

مساٿر ٿریاد زد : هی،خانه ات آتش گرٿته است! مرد جواب داد : میدانم

مساٿر گٿت:پس چرا بیرون نمی آیی؟

مرد گٿت:آخر بیرون باران می آید . مادرم همیشه می گٿت اگر زیر باران بروی ، سینه پهلو میكنی

زائوچی در مورد این داستان می گوید :

خردمند كسی است كه وقتی مجبور شود بتواند موقعیتش را ترك کتد


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -