تبلیغات
زیباترین داستان های کوتاه - عروس آبله رو
زیباترین داستانک های آموزنده و سرگرم کننده

عروس آبله رو

یکشنبه 5 مهر 1388 05:59 ب.ظ

نویسنده : حمید
ارسال شده در: داستان کوتاه ،
دختر جوانی آبله سختی گرفت. نامزدش به عیادت او رفت. چند ماه بعد، نامزد وی کور شد. موعد عروسی فرا رسید. مردم می گفتند: چه خوب! عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش هم نابینا باشد. 20 سال بعد از ازدواج، زن از دنیا رفت. مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند.مرد گفت : «من کاری نکردم جز اینکه شرط عشق را به جا  آوردم.»


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 5 مهر 1388 06:04 ب.ظ