تبلیغات
زیباترین داستان های کوتاه - اخرین لحظه دیدار
زیباترین داستانک های آموزنده و سرگرم کننده

اخرین لحظه دیدار

یکشنبه 5 مهر 1388 06:15 ب.ظ

نویسنده : حمید
ارسال شده در: شعر کوتاه ،


در اخرین لحظه دیدار به
چشمانت نگاه كردم و
گفتم بدان اسمان قلبم
با تو یا بی تو بهاریست
همان لبخندی كه توان را
از من می ربود بر لبانت
زینت بست.
و به ارامی از من فاصله
گرفتی بی هیچ كلامی.
من خاموش به تو نگاه می كردم
و در دل با خود می گفتم :ای كاش این قامت
نحیف لحظه ای فقط لحظه ای می اندیشید كه
اسمان بهاری یعنی ابر
باران رعد وبرق و طوفان
ناگهانی
و این جمله ،جمله ای
بود بدتر از هر خواهش
برای ماندن و تمنایی
بود برای با او بودن



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -