تبلیغات
زیباترین داستان های کوتاه - هیچکس...
زیباترین داستانک های آموزنده و سرگرم کننده

هیچکس...

چهارشنبه 8 مهر 1388 05:03 ب.ظ

نویسنده : حمید
ارسال شده در: شعر کوتاه ،

هیچکس با من نیست

که صمیمیت دستانم را دریابد

و مرا درک کند
هیچکس با من نیست

که دم پنجره تنهایی بنشیند

و تماشاگر غم بارش باران باشد

و من همان مرغک غمگینم در کنج قفس
که تمام سخنش تنهائی است
من چنان شاپرک محزونم
که با اندازه تنهائی خود غمگینست

بالهایم زخمی است
اه ای دست نوازشگر باد

تو در اغوشم گیر
تشنه ی پروازم

پر کشیدن به سر کاج بلند
و کجاهای پر از سبزه و گل

اه..




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -